امتیاز بنا به رای ۳ نفر: 3.7
برای امتیاز دادن یا مشارکت در تکمیل اطلاعات پیشکسوت عضو شوید یا وارد شوید.
    

بررسی نام و عملکرد و سوابق پرویز دهداری از آن حیث اهمیت دارد که بدانیم دهداری تنها عنصر جامعه فوتبال ایران بوده که بعد ازمرگ، رفتار و کنش های اجتماعی او، تبدیل به یک مکتب اخلاق شد و شان حریم روابط اجتماعی او تا سر حدی بالا رفت که برایش همایش شناخت ویژگی ها و رفتارها گذاشته شد. دهداری را در بین جامعه فوتبال به معلم اخلاق می شناسند و این نام به تبع همان رفتارها بود. مردی که هدایای تیم ها و فدراسیون ها مثل خانه و اتومبیل را رد می کرد تا امروز جامعه فوتبال به استغنا و بلند طبعی او غبطه بخورد. مرحوم پرویز دهداری در سال 1312 در شیراز به دنیا آمد

  • نام کامل: پرویز دهداری
  • تاریخ تولد: ۱۳۱۲
  • محل تولد: شیراز
    
  • سابقه بازی در تیم های: شاهین
    

جدیدترین پیام‌های ارسالی در تالار گفتگوی پرویز دهداری
  سپیده فولادى گفته است:
روحش شاد...
۱۱ خرداد ۱۳۹۳ [۱۵:۳۲]



  Sajede Foolad گفته است:
نام پرویز دهداری که می‌آید، دیگر دست خودت نیست، انگار اختیار قلم را از دست می‌دهی و این قلم است که می‌نویسد: «معلم اخلاق فوتبال ایران»
و باز هم انگار دست خودت نیست که در ذهنت مرور می‌کنی که بعد از پرویز دهداری چه کسانی روی نیمکت تیم ملی و تیم‌های باشگاهی نشستند اما حرمت نیمکت و جامه مربیگری را حفظ نکردند.
بعد صفی طولانی از بی‌اخلاقی‌ها و بی‌اخلاق‌های فوتبال در ذهنت رژه می‌روند.
نه می‌توانی اسم‌شان را ردیف کنی و نه می‌خواهی، اما انگار ابتدای سرمای زمستانی در ماه پایانی پاییز، تو را ناخودآگاه به سوی اخلاقی می‌برد که سردمدارش در فوتبال «پرویز دهداری» است.
مردی که تابوها را شکست و برخلاف جریان آب شنا کرد، ملی‌پوشان بزرگ را حتی گاه به خاطر اخلاق‌مداری کنار گذاشت و فریاد و حمله منتقدان را به جان خرید.
پرویز دهداری سال 1312 در روستایی در شهرستان مرودشت متولد شد. در آبادان بزرگ شد و فوتبالش را همانجا آغاز کرد. باشگاه جم آبادان اولین باشگاهی بود که دهداری واردش شد و در پی درخشش چشمگیرش پله پله رشد کرد تا به تیم ملی رسید.
علاوه بر جم، در تیم‌های شاهین آبادان و شاهین تهران هم بازی کرد و حتی عنوان قهرمانی باشگاه‌های ایران را به دست آورد.
سپس در قامت مربی به پرسپولیس رفت و اولین مربی این باشگاه لقب گرفت. در ادامه نتایج درخشانی هم با تیم بی‌ستاره گارد تهران گرفت.
این مربی اخلاق‌مدار بازیکنان بزرگی را به فوتبال ایران معرفی کرد، نسلی که تا سال‌ها بار فوتبال را به دوش خود می‌کشیدند و آینده، بیشتر نشان داد که اخلاق‌شان هم بویی از اخلاق مربی برده بود، مردانی چون مرحوم سیروس قایقران، احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، صمد مرفاوی و...
او در دو مقطع هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت، یک بار در سال 1350 که در بازیهای مقدماتی المپیک مونیخ با موفقیت توانست تیم ملی را به رقابت های المپیک برساند، اما پیش از مسابقات از سمت خود کناره‌گیری کرد.
بار دیگر نیز در بازی های آسیایی 1986 سئول و نیز جام ملت های 1988 آسیا که ایران به مقام سومی رسید.
او افتخارات کمی را در فوتبال ایران کسب نکرده، ‌اما چیزی که بیش از افتخاراتش، در یادها و خاطره فوتبال ایران باقی مانده، اخلاق نیکویش است و اینکه اخلاق‌مداری بیش از هر چیز دیگری برایش اهمیت داشته است.
برخلاف برخی همتایانش!، برای پست و مقام دست به کارهای حقیرانه نزد و منفعت شخصی چیزی نبود که منفعت گروهی را فدایش کند.
هر چه می‌خواست برای تیمش بود.
سرانجام روز 3 آذر 1371 در پی عارضه کلیوی درگذشت.
نام و یادش گرامی
-
۳ آذر ۱۳۹۲ [۱۴:۵۰]



  سارا استقلالی گفته است:
معلم اخلاق واقعی
آنهایی که از نزدیک با پرویز دهداری سروکار داشتند همگی بر این باورند که دهداری انسانی بود از جنس دیگر و کاملاً با بقیه فرق می کرد. هیچ گاه یک کلمه تند و سخیف از او شنیده نشد. او بیشتر یک مربی ذهنی بود تا ضمنی. با قدرت سخنوری و شخصیت بالایی که داشت تیمش را اداره می کرد. مانوس بودن با حافظ و مولوی موجب شده بود که پرویز دهداری به یک سخنور ماهر تبدیل شود. او دو دوره مربیگری تیم ملی را بر عهده داشت و در هر دوره هم سیاست کاری اش بر پایه نظم و احترام استوار بود. او بیشتر از اینکه بخواهد با مسائل فنی تیمش را تجهیز کند با شیرینی گفتارش روی بازیکنانش تاثیر می گذاشت و نتیجه هم می گرفت. دهداری در دوره اول در سال های 50 و 51 سرمربی تیم ملی بود و در دوره دوم در دهه 60 این سمت را بر عهده گرفت. در دهه 60 به دفعات از دهداری خواسته شد که سرمربی تیم ملی شود اما او نپذیرفت تا اینکه در سال 1365 اصرار مسوولان فدراسیون دهداری را مجاب کرد روی نیمکت تیم ملی بنشیند.
او بر این باور بود که جوان های امروزی نمی توانند پیرمردی مثل او را تحمل کنند اما مسوولان فدراسیون اعتقاد داشتند که قدرت جادویی صحبت های دهداری باعث خواهد شد که او در یک ملاقات تمامی این جوان ها را مسحور کند. دهداری بر نظم بسیار تاکید داشت و همین مورد موجب شد که بین او و بعضی از بازیکنان اختلافاتی هم به وجود بیاید و در آن سو اخلاق و نظم او بستری را فراهم کرد تا بسیاری از بازیکنان جوان بتوانند خود را به فوتبال ایران معرفی کنند، بی دلیل نیست که تمامی شاگردان دهداری از او به نیکی یاد می کنند و همواره نام مرد اخلاق به وی اطلاق می شود؛ مردی که برای اداره تیم ملی بر این اصول پایبند بود، اول نظم و دوم نظم.
۲۵ بهمن ۱۳۹۱ [۱۴:۰۹]



  Sajede Foolad گفته است:
روی دیوارهای پرچین دار بی احساس نمی شود ردی از روزهای رفته را به یادگار نهاد. زمانه که تغییر کند می توان بلند و کشیده نوشت «روزها همون روزهاست اما روزگارعوض شده» و ما عوض شده های عوضی، تازه یادمان آمده که با «منشور» این فوتبال را بشوریم. نوعی از کاریکاتور حلول روح دهداری در کالبد سرد نگاهی که بین حقیقت و واقعیت قدم آهسته می رود.کجا اما؟ چگونه ولی؟ ابهت نگاه مقتدرش حتی اگر غلط بود حتی اگر به ستاره سوزی تعبیر می شد بازهم محصولش احمد عابدزاده شد و عباس سرخاب و صمد بود و ....قطر1988.بی پول و بدون امکانات. باوی که می پرید ما هم می پریدیم.پرواز در آسمان خیال. با پای کج و کوتاه کریم مشق شب می نوشتیم.با سیامک و دیگران معنای تغییر نسل را می یافتیم. او «کروش» بود اما در همین ایران. به جای دژاگه و گوچی در «میناب» خودمان دنبال ستاره می گشت. او «ویه را» بود. به جای «بروید هرکاری دلتان می خواهد بکنید» بین دو نیمه بازی ملبورن، «کاری نکنید که ملت تان سرافکنده شود» را خوب به ستاره هایش حالی می کرد. او خود ما بود. به جای اشک ریختن بر سر یک توپ که به قفس توری می رسد یا نمی رسد به «کفش» های پر از بخیه و و صله باوی می نگریست و اشک می ریخت. شاگرد اول های مکتبش بعد از او بدجوری یتیم شدند. کریم خزید گوشه ای در کرج تا گاه و بیگاه که تماسی با او می گیریم داغ دل هردویمان تازه شود. سیروس هافبک وسط قبرستان شد.مجتبی سر از سکوت در برهوت درآورد. احمد رفت ینگه دنیا تا همه زخم هایش را فراموش کند.فوتبال ماند و مشتی خاطره کدر! پرویزخان از درون خود ما انگار تیم را کوچ می کرد. چیزی بین الهامات قلبی ما و نظرات فنی او . یک مبارزه با زیاده خواهی نسلی که البته هنوز هم می شود پای دیوار شرافت شان قسم خورد زیرا آنقدر مرد بودندکه روی کاغذ رسما" بنویسند «اگر دهداری باشد ما نیستیم.امضا» زیرآب زنی نبود. روی آب می زدند. یک مبارزه از جنس دسته صدفی های کار زنجون. یک مبارزه «سید» و «گوزن» . یک مبارزه سیاه و سفید اما به شدت عریان و ته قصه، پیرمرد برنده بود. همان چیزی که ما می خواستیم.چیزی شبیه «شمشیر بازی» کودکی هایمان. ما هیچ وقت نمی مردیم!پرویزخان بزرگ بود. نه به خاطر آنچه امروز خیلی ها «لجاجتش» می خوانند.در دورانی که «سقف» های بالاسرمان پر بود از احتمال تیر و ترکش و خمپاره و جنونو اشک و فراق و خداحافظ و بدرود و تشییع جنازه، در دورانی که «سقف قرارداد» نبود چون ذاتا"خود «قرارداد» نبود او کاشف بزرگی به حساب می آمد. دهداری «ده» دار فوتبالی بود که حالا تلاش می کند ادای شهرنشین ها را دربیاورد. کدخدای «ده» فوتبال بود و راهش را هم خوب پیمود. «خوب» نه به معنای نادیده گرفتن همه آنهایی که امروز در توجیه استعفایشان می گویند «خوب نیست پشت سر مرده حرف بزنیم» .خوب به آن معنی که وقتی کاغذ استعفا را دستش داده بودند، وقتی از همه ماوقع خبردار شده گفته بود «مگر تیم ملی شغل است که از آن استعفا داده اند؟ !» و چه راحت جانشین هایشان را پیدا کرد. «شغل» نیست و برای یک بار بردن کره جنوبی، «وزیر» محترم، خیلی ها را بر تخت «پادشاهی» می نشاند و 20میلیون تومان پاداش می هد!نسل « «تراول» و اسکناس و چانه بر سر صفرهای قرارداد بزن، چیزی معادل صفر برایمان سوغات آورده.حالا در فراق دهداری و دهداری ها، پای «اخلاق مداری» بدجوری مصدوم است. به بازی «آخرالزمان» هم نمی رسد! دهداری اگر امروز بود شاید بازهم به کره می باختیم و شاید بازهم جام جهانی نمی رفتیم اما او اگر بود شک نداریم بی پدیده نمی ماندیم. دهداری اما نیست و ما بی پدیده مانده ایم.و....ما هیچ....ما نگاه....ما سکوت!
۳ دی ۱۳۹۱ [۰۷:۴۴]



  Hessam .1993 گفته است:
تک اسطوره اخلاق ایران...
۳۰ آذر ۱۳۹۱ [۱۱:۳۱]




طرفداران
۱۷ طرفدار

کلیه حقوق این وب‌سایت، طبق ماده ۶۲ قانون تجارت الکترونیکی جمهوری اسلامی ایران (مصوب ۱۳۸۲)، متعلق به شرکت پیشگامان فناوری یکتاپرداز است.
صفحه اصلی | قوانین و مقررات | راهنمای سایت | تماس با ما | مسابقه پیش بینی | درباره ما


طراحی وب سایت حرفه ای