امتیاز بنا به رای ۴ نفر: 5.0
برای امتیاز دادن یا مشارکت در تکمیل اطلاعات پیشکسوت عضو شوید یا وارد شوید.
    

سیروس قایقران فرزند زکریا (پرویز) در اول بهمن ماه ۱۳۴۰ در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد. وی در سن ۱۶ سالگی در سال ۱۳۵۶ موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود رابه نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به‌ فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند.

  • نام کامل: سیروس قایقران
  • تاریخ تولد: ۱ بهمن ۱۳۴۰
  • محل تولد: بندر انزلی
    
  • سابقه بازی در تیم های: استقلال انزلی، ملوان بندر انزلی، الغرافه قطر، کشاورز
    

جدیدترین پیام‌های ارسالی در تالار گفتگوی سیروس قایقران
  * SEYYİD ALİ* گفته است:
روحش شاد ویادش سبز، اسطورۀ باغیرت وباتعصب گیلان و ایران زمین
۱۳ مرداد ۱۳۹۲ [۰۰:۴۰]



  hessam .1993 گفته است:
افتخار مایی...
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ [۱۵:۵۴]



  MOHSEN M2 گفته است:
شادی روح سیروس خان قایقران صلوات...
خدا بیامرزتش..
۲۰ فروردین ۱۳۹۲ [۰۸:۳۸]



  Sajede Foolad گفته است:
فقط می توان آهی از ته دل کشید....چه آرزوهایی که هیچگاه برآورده نخواهد شد ........خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا روحش را شاد کن
۱۹ فروردین ۱۳۹۲ [۱۴:۴۲]



  mohadese Zr گفته است:
Roohash shad o yadesh besiar gerami;)
۲۶ اسفند ۱۳۹۱ [۱۴:۴۱]



  سارا استقلالی گفته است:
خاطرات آنان که با سیروس بودند :

پرویز قایقران (پدر) : آیا ورزشکار تا زمانی که زنده است عزیز است؟ هیچکس از تهران و مرکز استان نیامده که حالی از ما بپرسد یا کمکی به ما بکند. او اولین فرزندم بود. غروب موقع اذان به دنیا آمد. اولین سالی که به تیم ملی دعوت شد با محمود فکری به تهران رفت و دو روز بعد با گرمکن و بی پول برگشت. چیزی به ما نگفت اما چند روز بعد فهمیدیم که لباسهای آنها را در اردو زدند تا آنها دیگر در تمرینات حاضر نشوند. اخلاقش عالی بود. او از نظر مالی کمکی به من نکرد ولی بعدها متوجه شدم که پولها را به مردم نیازمند می داد. دوستان دورو نگذاشتند که در دوران بازیگری و مربیگری، آب خوش از گلویش پایین برود. خدا او را بیامرزد.

محمد احمدزاده :

اغلب دوران ورزشی ام را در کنار سیروس بودم. از نوجوانان ملوان گرفته تا اردوی تیم ملی. ضمن آنکه با هم از ملوان جدا شدیم و به تهران رفتیم.سیروس بچه خونگرمی بود و هیچوقت لبخند از لبانش دور نمی شد. سیروس برای بزرگتر همه چیز داشت اما خودش یک مقدار سهل انگاری می کرد. متاسفانه نسبت به همه چیز بی تفاوت بود. او بچه خاکی و با صداقتی بود و فکر می کرد همه مثل خودش صاف و ساده اند. آخرین بار ۲۰ روز قبل از فوتش او را دیدم. برایم خیلی عجیب بود که متحول شده، حسرت جوانی اش را می خورد و تازه متوجه دوستیهای خود با این و آن و اطرافش شده بود. می خواست متحول شود و به فوتبال بازگردد. خدا بیامرز پاسهای دقیق و شوتهای سنگینی داشت. او با کاپیتان شدنش حق من و همه شهرستانیها را گرفت. ظاهر و باطنش یکی بود. انزلی را با هیچ شهری عوض نمی کرد. یکسال به تیم ملی دعوت شدم و در اردو خیلی عذاب کشیدم. رقابت سنگین بود و شهرستانیها پشتیبانی نداشتند، تازه فهمیدم که غفور و سیروس چه کشیده اند. اگر آقای گل لیگ نمی شدم مرا دعوت نمیکردند. آنها ما را به زحمت تحمل می کردند. سیروس همیشه با خونسردی و جوانمردی با همه رفتار می کرد. یادش بخیر و روحش شاد.

بهمن صالح نیا :

من همیشه به نام ملوان افتخار می کنم چرا که نام ملوان عامل شناسایی بندر انزلی در سطح کشور شده است و این امر با زحمات و تلاش بازیکنان بزرگی چون سیروس محقق شده است. از افتخارات دیگر انزلی راهیابی چند بازیکن از این خطه به تیم ملی بوده است که با توجه به اوضاع آن زمان برای شهرستانی ها بسیار ارزشمند بود. من همیشه قایقران را مثل فرزندم دوست داشتم. او با آن چهره خندان و سیه چرده خود به ما پیوست بچه بسیار محجوب و خجالتی بود.او افتخار زیادی برای ما آفرید اما متاسفانه هرگز از تمام توان خود استفاده نکرد. به او گفتم تهران نرو. آنجا آدم ها همدیگر را نمی شناسند و رقابت ناجوانمردانه زیاد است. پیشنهاد کردم به لیگ ترکیه برود.من نمی بخشم آنهایی را که با راه انداختن تیمهای کذایی و بی هویتی چوان کشاورز و بانک تجارت و… باعث از هم پاشیدگی تیمهای اصیل شدند. آرزو دارم جوانان امروز از سوابق و افتخارات سیروس الگو بگیرند . او وقتی تمرین شوت انجام می دادیم توپهایمان را با شوتهایش پاره می کرد. مرحوم دهداری (معلم اخلاق) همیشه می گفت اگر سیروس کمی منظم تر باشد می تواند یکی از بهترینهای فوتبال ما باشد. دهداری توجه خاصی به نظم و اخلاق داشت. بحث من و دهداری با بقیه همیشه این بود که ورزشکار باید از هرجهت الگو باشد راه رفتن، صحبت کردن و… . حتی یکبار مرحوم دهداری قصد نداشت مرحوم قایقران را به اردو ببرد که من مانع شدم. او می گفت این جوان خیلی بی تفاوت است. من سیروس را به اتاقم بردم و ساعتها با او صحبت کردم. سیروس هم در نظم و انضباط همانی شد که می خواستیم و بازوبند کاپیتانی را بدست آورد.
سیروس در زمان پروین به دلایل غیر فنی از تیم ملی خط خورد. او را جلوی مغازه مرحوم طلاکار دیدم. گفتم سیروس تو به ما کمک کن، نه من به تو. تازه از قطر آمده بود گفتم بیا ملوان برای تو برنامه تنظیم می کنم. دوست دارم دوباره تو را در تیم ملی ببینم. سیروس به من قول داد . هرروز صبح خودم به او در کنار دریا تمرین میدادم و شبها به خانه اش سر می زدم. او خیلی در این ایام به ملوان کمک کرد. بهترین خاطره ام ۲ گل زیبایی است که در این دوران به پرسپولیس در انزلی زد . او دوباره به تیم ملی دعوت شد و آن گل زیبا را به کره زد.بعدها در بندر عباس او را دیدم. مدتی بعد پیغام داد که میخواهم به ملوان بیایم و با شما کار کنم که موافقت کردم اما من سال بعد به چوکا پیوستم و …. خدا رحمتش کند و به خانواده اش صبر بدهد.
۲۲ بهمن ۱۳۹۱ [۱۲:۰۵]

    Hessam .1993 پاسخ داده است:
دوست دارم سیروس خان
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ [۱۳:۵۴]
    MOHSEN M2 پاسخ داده است:
عجب خاطراتی...
روحش شاد..
۲۳ بهمن ۱۳۹۱ [۰۹:۳۴]


  MOHSEN M2 گفته است:
افتخار ما ایرانی ها...
۱۶ بهمن ۱۳۹۱ [۱۳:۲۳]

    MOHSEN M2 پاسخ داده است:
ایول به همه غرور آفرین های بی ادعا...
۲۳ بهمن ۱۳۹۱ [۰۹:۲۳]
    Hessam .1993 پاسخ داده است:
ایول
۲۰ بهمن ۱۳۹۱ [۱۹:۰۸]


  Hessam .1993 گفته است:
افتخار ما گیلانیها...
۲۰ دی ۱۳۹۱ [۱۳:۱۸]




طرفداران
۲۳ طرفدار

کلیه حقوق این وب‌سایت، طبق ماده ۶۲ قانون تجارت الکترونیکی جمهوری اسلامی ایران (مصوب ۱۳۸۲)، متعلق به شرکت پیشگامان فناوری یکتاپرداز است.
صفحه اصلی | قوانین و مقررات | راهنمای سایت | تماس با ما | مسابقه پیش بینی | درباره ما


طراحی وب سایت حرفه ای